دكتر عقيقى بخشايشي
105
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
دارنده وجوه و احتمالات متعدّدى است پس او را به شايستهترين وجوه آن ، حمل كنيد . بر اين اساس حمل آن به يك معنى از معانى محتمله به تأويل بازمىگردد . « 1 » 10 . تفسير بيان معنى لفظى است كه احتمال يكجهت بيشتر را ندارد ، ولى تأويل توجيه لفظى است كه متوجّه معانى متعدّدى است نهايت به دلايل عقلى يا نقلى آن وجه محتمل ترجيح داده مىشود . 11 . صاحب « التفسير » آورده است كه تفسير روشن كردن قشر سخن است و تأويل پيدا كردن مغز سخن است پس تفسير گشايش را باشد و تأويل نمايش را . « 2 » 12 . نظريهء علّامه طباطبائى : آخرين قول ، نظريّه شادروان علّامه طباطبائى ( ره ) مىباشد كه در تفسير الميزان و در كتاب « قرآن در اسلام » پس از بحث محكم و متشابه به تفصيل آوردهاند « 3 » خلاصهء آن به اين ترتيب مىباشد : معظّمله پس از شمردن اقوال متعدّد در مورد تفسير و تأويل مىفرمايد : « حق در مورد تفسير آنست كه آن حقيقت واقعيّه است كه بيانات قرآنى اعم از حكمتها و موعظهها به آن استناد پيدا مىكند و تأويل براى تمام آيات قرآن اعمّ از محكم و متشابه وجود دارد البتّه تأويل مفهومى نيست كه الفاظ به آن احاطه پيدا نمايد ، خداوند متعال آنها را به قيد لفظ مىآورد تا مقاصد را به اذهان سامع ، نزديكتر سازد آنها همانند مثلها هستند كه در موردى مثل زده مىشود تا مقاصد روشن شود ، و بر حسن فهم شنونده تقريب ذهن به عمل آيد آنگونه كه مىفرمايد : حم ، وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ ، إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا ، لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ . « 4 » ما اين كتاب را قرآن عربى قرار داديم تا شايد شما تعقّل كنيد قرآن در مايهء كتابهاى و الا و فرزانه است . . . . » * نظر نهائى و تحليلى مواردى از تفاوتها كه گذشت جز نظر آخر ، ناظر بر واقعيّت لفظى و ظاهرى يا ناظر به عرف رائج و شايع بود ، كه هرگز نمىتواند بيانگر ماهيّت واقعى و جوهرى ديدگاه قرآن باشد و لازم است به خود قرآن مراجعه كنيم تا مفهوم واقعى آن دو را از خود قرآن استخراج و استفاده نمائيم : در قرآن مجيد يكبار لفظ تفسير در آيه 33 فرقان ، و 17 بار كلمه تأويل به كار رفته است كه تعمّق در موارد استعمالى آن دو ، مطالب ارزشمندى را در اختيار ما قرار مىدهد ، خلاصهاش آنست كه بر خلاف عرف شايع ، كه تأويل را به نوعى از تحريف و تفسير و انحراف از معناى واقعى به كار مىگيرند و به اصطلاح به آن حالت منفى بار مىنمايند . تأويل حامل يكبار مثبت و مفيدى است هرچند رسيدن به آن معنى ، از دسترس همگان خارج است و آن عبارت از واقعيّت امر و مآل و بازگشت امور به جوهره و حقيقت امر مىباشد چون در قرآن كريم ، كلمهء تأويل 8 بار در سورهء يوسف آيات : 6 ، 21 ، 36 ، 37 ، 44 ، 45 ، 100 ، 102 ، و دو بار در سوره كهف آيات 78 ، 82 و دو بار در يكآيهء آل عمران و يكبار در سورهء يونس آيه 39 و يكبار سورهء نساء آيه 59 و يكبار در سورهء اسراء آيه 35 و دو بار در سورهء اعراف در يكآيه 53 بار به اين ترتيب آمده است . 1 . وَ كَذلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ : « از اين قرار پروردگارت ترا مىگزيند و تعبير حوادث رؤيا را تعليمت مىدهد . . . » . 2 . كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ
--> ( 1 ) مجمع البيان طبرسى ج 1 ، ص 105 . ( 2 ) تاريخ جمعآورى قرآن ، دكتر جلالى نائينى ، ص 313 . ( 3 ) قرآن در اسلام علّامه طباطبايى ص 62 ؛ الميزان ج 3 ، ص 44 . ( 4 ) سوره الزخرف آيه 14 .